تبليغاتX
كمي تا اندكي شاعرانه - نقطه صفر

كمي تا اندكي شاعرانه

شعر نو

نقطه صفر

سلام

من از نقطه صفر با تو سخن مي گويم

تمام نصف النهارها و مدارات به اين نقطه ختم مي شوند

آخرين نقطه زمين

خورشيد هم در اينجا نور و گرما ندارد

و تا چشم كار مي كند برف و يخ است

تنها موجود زنده منم

و اسكيموها هزار كيلومتر پايين تر زندگي مي كنند

نميدانم چگونه در اين نقطه قرار گرفتم

مثل اينكه حافظه ام هم دارد يخ مي زند

فقط يادم مي آيد زماني در استواي عشق

با تو زندگي مي كردم

و آنگاه كه تو رفتي

من نيز خود را در اين نقطه يافتم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:0  توسط امید  |